استاندارد 2 11. اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ : .وجه‌ نقدعبارت‌ است‌ از موجودي‌ نقد و سپرده‌هاي‌ ديداري‌ نزد بانكها و مؤسسات‌مالي‌ اعم‌ از ريالي‌ و ارزي‌ (شامل‌ سپرده‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌ كوتاه‌مدت‌ بدون‌سررسيد) به‌ كسر اضافه‌برداشتهايي‌ كه‌ بدون‌ اطلاع‌ قبلي‌ مورد مطالبه‌ قرار مي‌گيرد. .جريـان‌ وجـه‌ نقـدعبارت‌ است‌ از افزايش‌ يـا كاهش‌ در مبلـغ‌وجـه‌ نقـد ناشي‌ از معاملات‌ با اشخاص‌ حقيقي‌يا حقوقي‌ مستقل‌ از شخصيت‌ حقوقي‌ واحـد تجـاري‌ و ناشي‌ از سايـر رويدادها. .فعاليتهاي‌ عملياتي‌عبارت‌ازفعاليتهاي‌اصلي‌ومستمر مولددرآمد عملياتي‌ واحد تجاري‌ است‌. .فعاليتهاي‌ سرمايه‌گذاري‌عبارت‌ است‌ از تحصيل‌ يا واگذاري‌ سرمايه‌گذاريهاي‌كوتاه‌مدت‌ و بلندمدت‌ ،داراييهاي‌ ثابت‌مشهود و داراييهاي‌ نامشهود و نيز پرداخت‌ و وصول‌ تسهيلات‌ اعطايي‌ به‌ اشخاص‌مستقل‌ از واحد تجاري‌ غير از كاركنان‌ . .فعاليتهاي‌ تأمين‌ مالي‌عبارت‌ از فعاليتهايي‌ است‌ كه‌ منجر به‌تغييرات‌ در ميزان‌ و تركيب‌ سرمايـه‌ و استقراضهاي‌ واحـد تجـاري‌ (بجز اضافـه‌برداشتهـاي‌ منظـور شده‌ در محاسبه‌ وجه‌ نقد) ،گردد . .جريانهاي‌ وجه‌ نقد ناشي‌ از فعاليتهاي‌عملياتي‌در اين‌ استاندارد شامل‌جريانهاي‌ نقدي‌ ورودي‌ و خروجي‌ ناشي‌ از فعاليتهاي‌ عملياتي‌ به‌شرح‌ تعريف‌مندرج‌ در همين‌ بند و نيز آن‌ دسته‌ از جريانهاي‌ نقدي‌ است‌ كه‌ ماهيتاً به‌طورمستقيم‌ قابل‌ ارتباط‌ با ساير طبقات‌ جريانهاي‌ نقدي‌ صورت‌جريان‌ وجوه‌ نقدنباشد . .جريانهاي‌ نقدي‌ استثنايي‌به‌ آن‌ دسته‌ از جريانهاي‌ ورودي‌ و خروجي‌وجه‌ نقد اطلاق‌ مي‌شود كه‌ داراي‌ اهميت‌ نسبي‌ است‌ ،از فعاليتهاي‌ عادي‌ واحد تجاري‌ ناشي‌ مي‌شودو اقلامي‌ را دربر مي‌گيرد كه‌ به‌منظور ارائـه‌ تصويري‌ مطلوب‌ از انعطاف‌پذيري‌واحد تجاري‌ ،افشاي‌ جداگانه‌ آنها به‌لحاظ‌استثنايي‌ بودن‌ ماهيت‌ يا وقوع‌ ضرورت‌ مي‌يابد . اين‌ اقلام‌ لزوماًبا اقلام‌ استثنايي‌ مندرج‌ در صورت‌ سود وزيان‌ ارتباط‌ ندارد . .جريانهاي‌ نقدي‌ غيرمترقبه‌به‌ آن‌ دسته‌ از جريانهاي‌ ورودي‌ و خروجي‌وجه‌ نقد اطلاق‌ مي‌شود كه‌ داراي‌ اهميت‌ نسبي‌ است‌ ،از رويدادهاي‌ خارج‌ از فعاليتهاي‌ عادي‌ واحدتجاري‌ ناشي‌ مي‌شود و اقلامي‌ را در برمي‌گيرد كه‌ به‌منظور ارائـه‌ تصويري‌مطلوب‌ از انعطاف‌پذيري‌ واحد تجاري‌ ،افشاي‌ جداگانه‌ آنها به‌ لحاظ‌ غيرمترقبه‌ بودن‌ ماهيت‌ يا وقوع‌ آنهاضرورت‌ مي‌يابد . اين‌ اقلام‌ معمولاً با اقلام‌ غيرمترقبه‌ مندرج‌ در صورت‌ سودو زيان‌ ارتباط‌ دارد .   استاندارد 3 8. اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ : . درآمد عملياتي‌عبارت‌ است‌ از افزايش‌ در حقوق‌ صاحبان‌سرمايه‌ ،بجز موارد مرتبط‌ با آورده‌صاحبان‌ سرمايه‌ ،كه‌ از فعاليتهاي‌اصلي‌ و مستمر واحد تجاري‌ ناشي‌ شده‌ باشد . . ارزش‌ منصفانه‌مبلغي‌ است‌كه‌ خريداري‌ مطلع‌ و مايل‌ و فروشنده‌اي‌ مطلع‌و مايل‌ مي‌توانند در معامله‌اي‌ حقيقي‌ودر شرايط‌ عادي‌، يك‌ دارايي‌ را در ازاي‌مبلغ‌ مزبور با يكديگر مبادله‌كنند . 9. مبالغي‌ كه‌ به‌ نمايندگي‌ از طرف‌ اشخاص‌ ثالث‌ (از قبيل‌ برخي‌ مالياتها)وصول‌ مي‌شود، به‌ افزايش‌ حقوق‌ صاحبان‌سرمايه‌ منجر نمي‌گردد و لذا درآمد عملياتي‌ محسوب‌ نمي‌شود. به‌گونه‌ مشابه‌، درمورد كارگزاران‌، مبالغ‌ ناخالص‌ دريافتي‌ يا دريافتني‌ به‌ افزايش‌ حقوق‌ صاحبان‌سرمايه‌ منجر نمي‌گردد و لذا تنها مبلغ‌ حق‌العمل‌ يا كارمزد، درآمد عملياتي‌محسوب‌ مي‌شود. استاندارد 4 4. دراين‌ استاندارد اصطلاح‌ پيشامد احتمالي‌ با معني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ : پيشامد احتمالي‌به‌ وضعيتي‌اطلاق‌ مي‌شود كه‌ در تاريخ‌ ترازنامه‌ وجود داشته‌ است‌ و نتيجه‌ آن‌، تنها درصورت‌ وقوع‌ يا عدم‌ وقوع‌ يك‌ يا چند رويداد نامشخص‌ آتي‌ تعيين‌ خواهد شد. استاندارد 5 1. اصطلاحات زير در استاندارد با معاني مشخص زير بكار رفته است: . تاريخ‌ تصويب‌ صورتهاي‌ مالي‌      تاريخي‌ است‌ كه‌ مديريت‌، صورتهاي‌ مالي‌را به‌ طور رسمي‌ و براي‌ آخرين‌ بار به‌ منظور انتشار ،  تصويب‌ مي‌كند . تاريخ‌ تصويب‌ صورتهاي‌ مالي‌تلفيقي‌ ، تاريخي‌ است‌ كه‌ صورتهاي‌ مالي‌ يادشده‌ توسط‌ مديريت‌ واحد تجاري‌اصلي‌ به‌ منظور انتشار تصويب‌ مي‌شود .  .  رويدادهاي‌ بعد ازتاريخ‌ ترازنامه‌      رويدادهاي‌ مطلوب‌ ونامطلوبي‌ است‌ كه‌ بين‌ تاريخ‌ ترازنامه‌ و تاريخ‌ تصويب‌ صورتهاي‌ مالي‌ ،  رخ‌مي‌دهد .  .  رويدادهاي‌ تعديلي‌      آن‌ دسته‌ از رويدادهاي‌ بعد از تاريخ‌ترازنامه‌ است‌ كه‌ درباره‌ شرايط‌ موجود در تاريخ‌ ترازنامه‌ شواهد بيشتري‌ رافراهم‌ مي‌آورد .    .  رويدادهاي‌ غيرتعديلي‌      آن‌ دسته‌ از رويدادهاي‌ بعداز تاريخ‌ ترازنامه‌ است‌ كه‌ به‌ شرايط‌ ايجادشده‌ بعد از تاريخ‌ ترازنامه‌ مربوط‌باشد . استاندارد 6 2 .اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌: . فعاليتهاي عادي  فعاليتهاي‌ معمول‌، تكرار شونده‌ يا منظم‌واحد تجاري‌ (فعاليتهاي‌ تجاري‌) و همچنين‌ فعاليتهاي‌ مرتبطي‌ است‌ كه‌ به‌ تبعيت‌ و در جهت‌ پيشبرد فعاليتهاي‌ فوق‌ يا در نتيجه‌ آنها توسط‌ واحد تجاري‌ انجام‌ مي‌شود.چنانچه‌ وقوع‌ برخي‌ رويدادها، صرف‌نظر از ماهيت‌ غير معمول‌ يا تناوب‌ آن‌ ،در محيط‌ حاكم‌ بر عمليات‌ واحد تجاري‌ (اعم‌ از اقتصادي‌ ،مقرراتي‌، جغرافيايي‌ وغيره‌) مورد انتظار باشد ،آثار آنها بر عمليات‌ واحد تجاري‌ در زمره‌ فعاليتهاي‌ عادي‌ تلقي‌ مي‌شود. . اقلام‌ استثنايي  اقلامي‌ با اهميت‌ است‌ كه‌ منشأآن‌ رويدادها يا معاملاتي‌ مي‌باشد كه‌ در چارچوب‌ فعاليتهاي‌ عادي‌ شركت‌ واقع‌مي‌گرددو به‌ منظور ارائـه‌ تصويري‌ مطلوب‌ ،افشاي‌ جداگانه‌ آنها، منفرداً يا در صورت‌ تشابه‌ نوع‌، در مجموع‌، به‌ لحاظ‌ استثنايي‌ بودن‌ ماهيت‌ يا وقوع‌ ضرورت‌ مي‌يابد. . اقلام‌ غير مترقبه‌  اقلامي‌ با اهميت‌ و بسيار غير معمول‌ است‌ كه‌ منشأ آن‌ رويدادهايي‌ خارج‌ از فعاليتهاي‌ عادي‌ شركت‌ مي‌باشد و انتظار نمي‌رودبه‌طور مكرر يا منظم‌ واقع‌ شود. . تعديلات‌ سنواتي‌‌  تعديلاتي‌ با اهميت‌ است‌ كه‌ به‌ سنوات‌ قبل‌ مربوط‌ مي‌شود و از تغيير در رويه‌ حسابداري‌ يا اصلاح‌ اشتباه‌ ناشي‌ مي‌گردد. تعديلات‌ سنواتي‌، اصلاحات‌ تكرار شونده‌ معمول‌ و تعديل‌ براوردهاي‌ انجام‌ شده‌ در سنوات‌ قبل‌ را شامل‌ نمي‌شود. . يك بخش‌ از واحد تجاري‌  جزئي‌ از عمليات‌ واحد تجاري‌ يا گروه‌ كه‌ اهميت‌ نسبي‌ دارد و به‌طور جداگانه‌ قابل‌ شناسايي‌ است‌ و فعاليتها ،داراييهاو نتايج‌ مربوط‌ به‌ آن‌ را بتوان‌ به‌ وضوح‌ از بقيه‌ فعاليتهاي‌ واحد تجاري‌ تميز داد.يك‌ بخش‌ از واحد تجاري‌ معمولاً خطوط‌ توليد يا بازارهاي‌ جداگانه‌ خاص‌ خود را دارد و ممكن است يك قسمت تجاري جغرافيايي ( به شرح مندرج در استاندارد حسابداري شماره 25 با عنوان گزارشگري بر حسب قسمتهاي مختلف ) يا كوچكتر از ان باشد . استاندارد 7 ‌ 3 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ : . تحقيق‌ و توسعه‌ فعاليتهايي‌ است‌ كه‌ در يكي‌ (يا بيش‌ از يكي‌) از زمينه‌هاي‌ گسترده‌ زير واقع‌ شود: الف‌. تحقيق‌ محض‌ (يا پايه‌اي‌) كار تجربي‌ يا نظري‌ است‌ كه‌ عمدتاً به‌ منظور كسب‌ دانش‌ علمي‌ يا فني‌ جديد انجام‌ مي‌شود و اساساً معطوف‌ به‌ هدف‌ كاربردي‌ مشخصي‌ نيست‌. ب‌ . تحقيق‌ كاربردي‌ پژوهشي‌ بديع‌ يا منتقدانه‌ است‌ كه‌ به‌ منظور كسب‌ دانش‌ علمي‌ يا فني‌ جديد انجام‌ مي‌شود ومعطوف‌ به‌ هدف‌ كاربردي‌ مشخصي‌ است‌. &ج‌ . توسعـه‌ عبارت‌ است‌ از بكارگيري‌ دستاوردهاي‌ تحقيقاتي‌ يا ساير دانشها در برنامه‌ يا طرحي‌ براي‌: 1. توليد مواد ، ابزار و محصولات‌ يا ارائـه‌ خدمات‌ جديد يا اساساً بهسازي‌ شده‌ ، 2. استقرار فرايندها يا سيستمهاي‌ جديد پيش‌ از آغاز توليد يا كاربرد تجاري‌ ، يا 3. بهسازي‌ اساسي‌ مواردي‌ كه‌ قبلاً توليد يا ارائه‌ گرديده‌ و يا استقرار يافته‌ است‌. ‌‌ استاندارد 8 3 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ : . موجودي‌ مواد و كالا به‌ داراييهايي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ : الف‌. براي‌ فروش‌ در روال‌ عادي‌ عمليات‌ واحد تجاري‌ نگهداري‌ مي‌شود . ب‌ . به‌ منظور ساخت‌ محصول‌ يا ارائـه‌ خدمات‌ در فرايند توليد قرار دارد .  ج‌ . به‌ منظور ساخت‌ محصول‌ يا ارائـه‌ خدمات‌ خريداري‌ شده‌ و نگهداري‌ مي‌شود  د . ماهيت‌ مصرفي‌ دارد و به طور غيرمستقيم‌ در جهت‌ فعاليت‌ واحد تجاري‌ مصرف‌ مي‌شود . خالص‌ ارزش‌ فروش‌ عبارت‌ است‌ از بهاي‌ فروش‌ (بعد از كسر تخفيفات‌ تجاري‌ ولي‌ قبل‌ از تخفيفات‌ مربوط‌ به‌ تسويه‌ حساب‌) پس‌ از كسر : الف‌ ـ مخارج‌ براوردي‌ تكميل‌ و حسابداري‌ موجودي‌ مواد و كالا  ب‌ ـ مخارج‌ براوردي‌ بازاريابي، فروش‌ و توزيع‌ .   بهاي‌ جايگزيني‌ عبارت‌ است‌ از مخارجي‌ كه‌ بايد براي‌ خريد يا ساخت‌ يك‌ قلم‌ موجودي‌ كاملاً مشابه‌ تحمل‌ شود . استاندارد 9 3 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ : . پيمان‌ بلندمدت‌ پيماني‌ است‌ كه‌ براي‌ طراحي‌ ، توليد يا ساخت‌ يك‌ دارايي‌ منفرد قابل‌ ملاحظه‌ يا ارائـه‌ خدمات‌ (يا تركيبي‌ از داراييها يا خدمات‌ كه‌ تواماً يك‌ پروژه‌ را تشكيل‌ دهد) منعقد مي‌شود و مدت‌ زمان‌ لازم‌ براي‌ تكميل‌ پيمان‌ عمدتاً چنان‌ است‌ كه‌ فعاليت‌ پيمان‌ در دوره‌هاي‌ مالي‌ متفاوت‌ قرار مي‌گيرد  . پيماني‌ كه‌ طبق‌ اين‌ استاندارد ، بلندمدت‌ تلقي‌ مي‌گردد ، معمولاً در طول‌ مدتي‌ بيش‌ از يكسال‌ انجام‌ خواهد شد  . با اين‌ حال‌ ، مدت‌ بيش‌ از يكسال‌ ، مشخصه‌ اصلي‌ يك‌ پيمان‌ بلندمدت‌ نيست‌  . برخي‌ پيمانهاي‌ با مدت‌ كمتر از يكسال‌ ، هرگاه‌ از نظر فعاليت‌ دوره‌ ، داراي‌ چنان‌ اهميت‌ نسبي‌ باشد كه‌ عدم‌ انعكاس‌ درآمد و هزينه‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 9 حسابداري‌ پيمانهاي‌ بلندمدت‌ عملياتي‌ و سود مربوط‌ به‌ آن‌ منجر به‌ مخدوش‌ شدن‌ درآمد و هزينه‌ عملياتي‌ و نتايج‌ دوره‌ و عدم‌ ارائـه‌ تصويري‌ مطلوب‌ توسط‌ صورتهاي‌ مالي‌ گردد، بايد به‌ عنوان‌ پيمان‌ بلندمدت‌ محسوب‌ شود ، مشروط‌ بر اينكه‌ رويـه‌ متخذه‌ در واحد تجاري‌ از سالي‌ به‌ سال‌ ديگر به‌طور يكنواخت‌ اعمال‌ گردد   . پيمان‌ مقطوع‌ پيمان‌ بلند مدتي‌ است‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ پيمانكار با يك‌ مبلغ‌ مقطوع‌ براي‌ كل‌ پيمان‌ يا يك‌ نرخ‌ ثابت‌ براي‌ هر واحد موضوع‌ پيمان‌ كه‌ در برخي‌ از موارد ممكن‌ است‌ براساس‌ موادي‌ خاص‌ مشمول‌ تعديل‌ قرار گيرد ، توافق‌ مي‌كند  . پيمان‌ اماني‌ (پيمان‌ با حق‌الزحمه‌ مبتني‌بر مخارج‌) پيمان‌ بلند مدتي‌ است‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ مخارج‌ قابل‌ قبول‌ يا مشخص‌ شده‌ در متن‌ پيمان‌ به‌ پيمانكار تأديه‌ و درصد معيني‌ از مخارج‌ مزبور يا حق‌الزحمه‌ ثابتي‌ نيز به‌ پيمانكار پرداخت‌ شود  . پيش‌دريافت‌ پيمان‌ بخشي‌ از مبالغ‌ دريافتي‌ توسط‌ پيمانكار است‌ كه‌ كار مربوط‌ به‌ آن‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ انجام‌ نشده‌ است‌  . مبالغ‌ دريافتي‌ بابت‌ پيشرفت‌ كار عبارت‌ است‌ از  : الف‌. علي‌الحسابهـا مبالغي‌ است‌ كه‌ به‌ طور موقت‌ در قبال‌ صورت‌ حسابهاي‌ صادره‌ در دست‌ بررسي‌ دريافت‌ مي‌شود  . ب‌ . ساير دريافتهـا عبارت‌ است‌ از اقلامي‌ كه‌ ماهيت‌ علي‌الحساب‌ نداشته‌ ، ليكن‌ در قبال‌ پيشرفت‌ كار دريافت‌ مي‌شود و نيز دربرگيرنده‌ آن‌ بخش‌ از مبالغ‌ پيش‌ دريافت‌ پيمان‌ است‌ كه‌ كار مربوط‌ به‌ آن‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ انجام‌ شده‌ است‌  . مبالغ‌ دريافتني‌ بابت‌ پيشرفت‌ كار عبارت‌ است‌ از مبالغ‌ قابل‌ دريافت‌ كه‌ بابت‌ صورت‌ حسابهاي‌ صادره‌ در حسابها منظور شده‌ است‌  . زيانهاي‌ قابل‌ پيش‌بيني‌ زيانهايي‌ است‌ كه‌ انتظار مي‌رود در طول‌ مدت‌ پيمان‌ ايجاد شود (با احتساب‌ مبالغ‌ براوردي‌ هزينه‌ كارهاي‌ اصلاحي‌ و تضميني‌ و هرگونه‌ هزينه‌هاي‌ مشابهي‌ كه‌ تحت‌ شرايط‌ پيمان‌ قابل‌ بازيافت‌ نيست‌)  . مبلغ‌ زيان‌ مذكور بدون‌ توجه‌ به‌ موارد زير براورد مي‌شود : الف‌ . شروع‌ يا عدم‌ شروع‌ كار پيمان‌  .  ب‌ . حصه‌اي‌ از كار كه‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ انجام‌ شده‌ است‌  .  ج‌ . ميزان‌ سودي‌ كه‌ انتظار مي‌رود از پيمانهاي‌ ديگر (به‌ استثناي‌ پيمانهايي‌ كه‌ طبق‌ بند 6 پيمان‌ واحد تلقي‌ مي‌شود) حاصل‌ شود  . استاندارد10 3 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ : دولت‌ متشكل‌ است‌ از وزارتخانه‌ها ، مؤسسات‌ دولتي‌ ، نهادها و ارگانهاي‌ دولتي‌ ، شركتهايي‌ كه‌ بيش‌ از 50% سرمايه‌ آنها متعلق‌ به‌ دولت‌ است‌ و ساير مؤسساتي‌ كه‌ به‌ موجب‌ قوانين‌ موضوعه‌ , دولتي‌ شناخته‌ مي‌شود . كمك‌ دولت‌ عبارت‌ از عملياتي‌ است‌ كه‌ توسط‌ دولت‌ به‌ منظور فراهم‌ كردن‌ مزيتهاي‌ اقتصادي‌ براي‌ يك‌ واحد تجاري‌ يا گروهي‌ مشخص‌ از واحدهاي‌ تجاري‌ در چارچوب‌ قوانين‌ و مقررات‌ معين‌ انجام‌ مي‌شود . از لحاظ‌ مقاصد اين‌ استاندارد ، مزيتهايي‌ كه‌ تنها به‌طور غيرمستقيم‌ و از طريق‌ انجام‌ عمليات‌ مؤثر بر شرايط‌ عمومي‌ تجاري‌ فراهم‌ مي‌شود ، مانند تدارك‌ امكانات‌ زيربنايي‌ در مناطق‌ در حال‌ توسعه‌ يا تحميل‌ محدوديتهاي‌ تجاري‌ بر رقبا ، جزء كمكهاي‌ دولت‌ محسوب‌ نمي‌گردد كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ عبارت‌ است‌ از كمكهاي‌ دولت‌ به‌ شكل‌ انتقال‌ دارايي‌ به‌ واحد تجاري‌ يا جلوگيري‌ از خروج‌ آن‌ از واحد تجاري‌ درقبال‌ رعايت‌ برخي‌ شرايط‌ ، درگذشته‌ يا آينده‌ ، مربوط‌ به‌ فعاليتهاي‌ واحد تجاري‌ . آن‌ گروه‌ از كمكهاي‌ دولت‌ كه‌ تعيين‌ ارزش‌ آنها به‌ نحو معقولي‌ امكان‌پذير نيست‌ و همچنين‌ معاملات‌ واحد تجاري‌ با دولت‌ كه‌ نتوان‌ آنها را از فعاليتهاي‌ عادي‌ واحد تميز داد ، جزء كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ محسوب‌ نمي‌شود ارزش‌ منصفانه‌ مبلغي‌ است‌ كه‌ خريداري‌ مطلع‌ و مايل‌ و فروشنده‌اي‌ مطلع‌ و مايل‌ مي‌توانند در معامله‌اي‌ حقيقي‌ و در شرايط‌ عادي‌ ، يك‌ دارايي‌ را در ازاي‌ مبلغ‌ مزبور با يكديگر مبادله‌ كنند . 4 .براي‌ اهداف‌ اين‌ استاندارد واژه‌ دولت‌ به‌ صورت‌ گسترده‌اي‌ تعريف‌ شده‌ است‌. در اين‌ استاندارد همچنين‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ نهادهاي‌ بين‌المللي‌ از قبيل‌ سازمان‌ ملل‌ متحد و مؤسسات‌ وابسته‌ به‌ آن‌ همانند كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ تلقي‌ مي‌شود. استاندارد11 5 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ : دارايي‌ ثابت‌ مشهود به‌ دارايي‌ مشهودي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ : الف‌. به‌منظور استفاده‌ در توليد يا عرضه‌ كالاها يا خدمات‌ ، اجاره‌ به‌ ديگران‌ يا براي‌ مقاصد اداري‌ توسط‌ واحد تجاري‌ نگهداري‌ مي‌شود ، و ب‌ . انتظار رود بيش‌ از يك‌ دوره‌ مالي‌ مورد استفاده‌ قرار گيرد . استهلاك‌ عبارت‌ است‌از تخصيص‌ سيستماتيك‌ مبلغ‌ استهلاك‌پذير يك‌ دارايي‌ طي‌ عمرمفيد آن‌ . مبلغ‌ استهلاك‌پذير عبارت‌ است‌ از بهاي‌ تمام‌ شده‌ يك‌ دارايي‌ يا ساير مبالغ‌ جايگزين‌ شـده‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌، به‌ كسر ارزش‌ اسقاط‌ آن‌ . عمر مفيـد عبارت‌ است‌ از : الف‌. مدت‌ زماني‌ كه‌ انتظار مي‌رود يك‌ دارايي‌ مورد استفاده‌ واحد تجاري‌ قرار گيرد،يا ب‌ . تعداد توليد يا ساير واحدهاي‌ مقداري‌ مشابه‌ كه‌ انتظار مي‌رود در فرايند استفاده‌ از دارايي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ تحصيل‌ گردد . بهاي‌ تمام‌ شده‌ عبارت‌ است‌ از مبلغ‌ وجه‌ نقد يا معادل‌ نقد پرداختي‌ يا ارزش‌ منصفانه‌ ساير مابه‌ازاهايي‌ كه‌ جهت‌ تحصيل‌ يك‌ دارايي‌ در زمان‌ تحصيل‌ آن‌ واگذار شده‌ است‌ . ارزش‌ اسقاط‌ عبارت‌ است‌ از مبلغ‌ خالصي‌ كه‌ انتظار مي‌رود در پايان‌ عمر مفيد دارايي‌ پس‌ از كسر هزينه‌هاي‌ مورد انتظار فروش‌ آن‌ دارايي‌ ، عايد واحد تجاري‌ گردد . ارزش‌ منصفانه‌ مبلغي‌ است‌ كه‌ خريداري‌ مطلع‌ و مايل‌ و فروشنده‌اي‌ مطلع‌ و مايل‌ مي‌توانند در معامله‌اي‌ حقيقي‌ و در شرايط‌ عادي‌ ، يك‌ دارايي‌ را در ازاي‌ مبلغ‌ مزبور با يكديگر مبادله‌ كنند . مبلغ‌ دفتري‌ مبلغي‌ است‌ كه‌ دارايي‌ پس‌ از كسر استهلاك‌ انباشته‌ و ذخيره‌ كاهش‌ ارزش‌ مربوط‌ ، به‌آن‌ مبلغ‌ در ترازنامه‌ منعكس‌ مي‌شود. مبلغ‌ بازيافتني‌ عبارت‌ است‌ از خالص‌ ارزش‌ فروش‌ يا ارزش‌ اقتصادي‌ يك‌ دارايي‌ ، هر كدام‌ بيشتر است‌ . ارزش‌ اقتصادي‌ يك‌ دارايي‌ عبارت‌ از خالص‌ ارزش‌ فعلي‌ جريانهاي‌ نقدي‌ آتي‌ ناشي‌ از كاربرد مستمر دارايي‌ از جمله‌ جريانهاي‌ نقدي‌ ناشي‌ از فروش‌ نهايي‌ آن‌ است‌. بهاي‌ جايگزيني‌ مستهلك‌ شده‌ عبارت‌ است‌ از بهاي‌ ناخالص‌ جايگزيني‌ يك‌ دارايي‌ (يعني‌ بهاي‌ جاري‌ جايگزيني‌ يك‌ دارايي‌ نو با توان‌ خدمت‌دهي‌ مشابه‌) پس‌ از كسراستهلاك‌ مبتني‌بر بهاي‌ مزبور و مدت‌ استفاده‌ شده‌ از آن‌ دارايي‌ . استاندارد 12 5 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌: اشخاص‌ وابسته‌ دو يا چند شخص‌ ، اشخاص‌ وابسته‌ هستند اگر طي‌ دوره‌ مالي‌: الف‌. يكي‌ بتواند ديگري‌ را مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌ كنترل‌ كند ، يا ب‌ . تحت‌ كنترل‌ مشترك‌ باشند ، يا ج‌ . يك‌ شخص‌ درحدي‌ برسياستهاي‌ مالي‌ وعملياتي‌ شخص‌ ديگر نفوذ داشته‌ باشد كه‌ همواره‌ بتواند وي‌ را از تعقيب‌ منافع‌ مستقل‌ خود باز دارد ، يا د . در انجام‌ يك‌ معامله‌ درحدي‌ تحت‌ نفوذ مشترك‌ باشند كه‌ منافع‌ مستقل‌ يكي‌ از آنها در آن‌ معامله‌ تحت‌الشعاع‌ منافع‌ ديگري‌ قرار گرفته‌ باشد. خويشاوندان‌ نزديك‌ به‌ خويشاوندان‌ نسبي‌ و سببي‌ فرداطلاق‌ مي‌شود كه‌ مي‌توان‌ انتظار داشت‌ در معامله‌ با واحد تجاري‌ ، در حدي‌ قابل‌ ملاحظه‌ وي‌ را تحت‌ نفوذ خود قرار دهند و يا تحت‌ نفوذ وي‌ واقع‌ شوند . معامله‌ با شخص‌ وابسته‌ عبارت‌ است‌ از انتقال‌ داراييها يا بدهيها يا انجام‌ خدمات‌ بين‌ اشخاص‌ وابسته‌ ، صرف‌نظر از مطالبه‌ يا عدم‌ مطالبه‌ قيمت‌ كنتـرل‌ عبارت‌ است‌ از توانايي‌ هدايت‌ سياستهاي‌ مالي‌ و عملياتي‌ يك‌ واحد تجاري‌ به‌منظور كسب‌ منافع‌ اقتصادي‌ از فعاليتهاي‌ آن‌ . نفوذ قابل‌ ملاحظه‌ عبارت‌ است‌ از توانايي در تصميم‌گيريهاي‌ مربوط‌ به‌ سياستهاي‌ مالي‌ و عملياتي‌ واحد تجاري‌ ، ولي‌ نه‌ در حد كنترل‌ سياستهاي‌ مزبور . 6 . هنگامي‌ كه‌ يك‌ واحد تجاري‌ مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌ از طريق‌ واحدهاي‌ تجاري‌ فرعي‌، مالك‌ بيش‌ از نصف‌ سهام‌ با حق‌ راي‌ واحد تجاري‌ ديگري‌ باشد، فرض‌ بر وجود كنترل‌ بر آن‌ است‌ مگر در موارد استثنايي‌ كه‌ بتوان‌ آشكارا نشان‌ داد چنين‌ مالكيتي‌، سبب‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ نمي‌شود. همچنين‌ مالكيت‌ بخش‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ از سهام‌ داراي‌ حق‌ راي‌ توام‌ با حق‌ هدايت‌ سياستهاي‌ مالي‌ و عملياتي‌ واحد تجاري‌، براساس‌ قانون‌ يا به‌ موجب‌ قرارداد، به‌ منزله‌ وجود كنترل‌ تلقي‌ مي‌شود. 7 . نفوذ قابل‌ ملاحظه‌ عمدتاً از طريق‌ عضويت‌ در هيأت‌ مديره‌ اعمال‌ مي‌شود، اما ممكن‌ است‌ از طرق‌ ديگر نظير مشاركت‌ در فرايند تعيين‌ سياستها، معاملات‌ مهم‌ فيمابين‌ يا وابستگي‌ به‌ اطلاعات‌ فني‌ نيز اعمال‌ شود. نفوذ قابل‌ ملاحظه‌ ممكن‌ است‌ از طريق‌ مالكيت‌ سهام‌، به‌موجب‌ قانون‌ يا از طريق‌ انعقاد قرارداد حاصل‌ شود. در مورد مالكيت‌ سهام‌، وجود نفوذ قابل‌ ملاحظه‌ براساس‌ معيارهاي‌ مندرج‌ در استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 20 با عنوان‌ حسابداري‌ سرمايه‌گذاري‌ در واحدهاي‌ تجاري‌ وابسته‌ مشخص‌ مي‌شود. 8 . طبق‌ مفاد اين‌ استاندارد، موارد زير اشخاص‌ وابسته‌ تلقي‌ نمي‌شود: الف‌. تأمين‌كنندگان‌ تسهيلات‌ مالي‌ واحد تجاري‌، شوراهاي‌ كارگري‌، مؤسسات‌ خدمات‌ عمومي‌ و ادارات‌ دولتي‌، هرچند ممكن‌ است‌ آزادي‌ عمل‌ واحد تجاري‌ را محدود يا درفرايند تصميم‌گيريهاي‌ آن‌ شركت‌ كنند. ب‌ . مشتريان‌، فروشندگان‌، توزيع‌كنندگان‌، يا نمايندگيهاي‌ واحد تجاري‌ حتي‌ با حجم‌ قابل‌ توجهي‌ از معاملات‌ فيمابين‌. استاندارد 13‌ 4 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌: مخارج‌ تأمين‌ مالي‌ عبارت‌ است‌ از سود تضمين‌ شده‌، كارمزد و ساير مخارجي‌ كه‌ واحد تجاري‌ براي‌ تأمين‌ منابع‌ مالي‌ متحمل‌ مي‌شود. دارايي‌ واجد شرايط‌ يك‌ دارايي‌ است‌ كه‌ آماده‌سازي‌ آن‌ جهت‌ استفاده‌ مورZانتظار يا فروش‌ الزاماً مدت‌ زيادي‌ طول‌ مي‌كشد. 5 . مخارج‌ تأمين‌ مالي‌ ممكن‌ است‌ شامل‌ موارد زير باشد: الف‌. سود تضمين‌ شده‌، كارمزد و جرايم‌ ديركرد تسهيلات‌ مالي‌ كوتاه‌مدت‌ و بلندمدت‌. ب‌ . مخارج‌ جنبي‌ تسهيلات‌ مالي‌ دريافتي‌ از قبيـل‌ حق‌ ثبت‌ و حق‌تمبـر اسنـاد تضميني‌ واگذاري‌ دررابطه‌ با قراردادهاي‌ مربوط‌. ج‌ . مخارج‌ تأمين‌ مالي‌ مربوط‌ به‌ قراردادهاي‌ اجاره‌ به‌ شرط‌ تمليك‌ و خريد اقساطي‌ كه‌ براساس‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ مربوط‌ شناسايي‌ مي‌شود. د . تفاوت‌ تسعير ارز ناشي‌ از تسهيلات‌ ارزي‌ دريافتي‌ تا حدي‌ كه‌ به‌عنوان‌ تعديل‌ سود تضمين‌شده‌ و كارمزد تسهيلات‌ مذكور محسوب‌ مي‌شود. 6 . موجوديهايي‌ كه‌ رساندن‌ آن‌ به‌ وضعيت‌ قابل‌ فروش‌ مستلزم‌ صرف‌ دوره‌ زماني‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ است‌ و نيز ماشين‌آلات‌ توليدي‌، تأسيسات‌ توليد نيرو و ساختمانها، نمونه‌هايي‌ از دارايي‌ واجد شرايط‌ مي‌باشد. ساير سرمايه‌گذاريها و موجوديهايي‌ كه‌ مرتباً يا به‌شيوه‌هاي‌ ديگر به‌ مقادير زياد و به‌طور مستمر در كوتاه‌مدت‌ توليد مي‌شود، دارايي‌ واجد شرايط‌ نيست‌. داراييهايي‌ كه‌ به‌هنگام‌ تحصيل‌ براي‌ استفاده‌ مورد نظر يا فروش‌ آماده‌ است‌، به‌عنوان‌ دارايي‌ واجد شرايط‌ تلقي‌ نمي‌شود. استاندارد 15‌ 5 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ : سرمايه‌گذاري‌ نوعي‌ دارايي‌ است‌ كه‌ واحد سرمايه‌گذار براي‌ افزايش‌ منافع‌ اقتصادي‌ از طريق‌ توزيع‌ منافع‌ (به‌ شكل‌ سود سهام‌، سود تضمين‌ شده‌ و اجاره‌)، افزايش‌ ارزش‌ يا ساير مزايا (مانند مزاياي‌ ناشي‌ از مناسبات‌ تجاري‌) نگهداري‌ مي‌كند . سرمايه‌گذاري‌ بلندمدت‌ به‌ طبقه‌اي‌ از سرمايه‌گذاريها گفته‌ مي‌شود كه‌ به‌ قصد استفاده‌ مستمر در فعاليتهاي‌ واحد تجاري‌ نگهداري‌ شود . يك‌ سرمايه‌گذاري‌ هنگامي‌ به‌عنوان‌ دارايي‌ غيرجاري‌ طبقه‌بندي‌ مي‌شود كه‌ قصد نگهداري‌ آن‌ براي‌ مدت‌ طولاني‌ به‌ وضوح‌ قابل‌ اثبات‌ باشد يا توانايي‌ واگذاري‌ آن‌ توسط‌ سرمايه‌گذار مشمول‌ محدوديتهايي‌ باشد . سرمايه‌گذاري‌ جاري‌ به‌ طبقه‌اي‌ از سرمايه‌گذاريها گفته‌ مي‌شود كه‌ سرمايه‌گذاري‌ بلندمدت‌ نباشد . سرمايه‌گذاري‌ سريع‌المعامله‌ در بازار نوعي‌ سرمايه‌گذاري‌ است‌ كه‌ براي‌ آن‌ بازار فعالي‌ كه‌ آزاد و در دسترس‌ است‌ وجود دارد به‌طوري‌ كه‌ از طريق‌ آن‌ بتوان‌ به‌ ارزش‌ بازار يا شاخصي‌ قابل‌ اتكا كه‌ محاسبه‌ ارزش‌ بازار را امكان‌پذير سازد ، دست‌ يافت‌ . سود سهمي‌ (يا سهام‌ جايزه‌) عبارت‌ است‌ از توزيع‌ سود به‌ شكل‌ سهم‌ بين‌ صاحبان‌ سهام‌ يك‌ واحد تجاري‌ از محل‌ سود تقسيم‌ نشده‌ يا اندوخته‌ها كه‌ با توجه‌ به‌ اصلاحيه‌ قانون‌ تجارت‌ موكول‌ به‌ تصويب‌ مجمع‌ عمومي‌ فوق‌العاده‌ است‌ . حق‌ تقدم‌ به‌ موجب‌ ماده‌ 166 اصلاحيه‌ قانون‌ تجارت‌، حقي‌ است‌ قابل‌ نقل‌ و انتقال‌ كه‌ در زمان‌ خريد سهام‌ جديد توسط‌ صاحبان‌ سهام‌ واحد تجاري‌ به‌ نسبت‌ سهامي‌ كه‌ مالكند به‌ ايشان‌ تعلق‌ مي‌گيرد . سرمايه‌گذاري‌ در املاك‌ عبارت‌ از سرمايه‌گذاري‌ در زمين‌ يا ساختماني‌ است‌ كه‌ عمليات‌ ساخت‌ و توسعه‌ آن‌ به‌ اتمام‌ رسيده‌ و به‌جهت‌ ارزش‌ بالقوه‌اي‌ كه‌ ازنظر سرمايه‌گذاري‌ دارد و نه‌ به‌ قصد استفاده‌ توسط‌ واحد تجاري‌ سرمايه‌گذار يا شركتهاي‌ همگروه‌ آن‌ ، نگهداري‌ مي‌شود . 6 . اگرچه‌ ويژگي‌ زيربنايي‌ سرمايه‌گذاري‌ اين‌ است‌ كه‌ با قصد كسب‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ انجام‌ مي‌پذيرد، اما اين‌ ويژگي‌ در مورد كليه‌ داراييها مصداق‌ دارد. اين‌ امر مشكلاتي‌ را در تعريف‌ سرمايه‌گذاري‌ از نظر مقاصد اين‌ استاندارد ايجاد مي‌كند زيرا اين‌ استاندارد قصد ندارد ساير داراييهاي‌ مورد استفاده‌ واحد تجاري‌ از قبيل‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود و موجودي‌ مواد و كالا را دربر گيرد. اين‌ مشكل‌ در مواردي‌ كه‌ سرمايه‌گذاري‌ خصوصياتي‌ مشابه‌ با ديگر داراييها دارد، مضاعف‌ مي‌شود. مثلاً در مواردي‌ كه‌ عمليات‌ خريد و فروش‌ سرمايه‌گذاري‌ بخش‌ عمده‌ فعاليت‌ روزمره‌ يك‌ واحد تجاري‌ را تشكيل‌ مي‌دهد، پرتفوي‌ سرمايه‌گذاريها، مشابه‌ موجودي‌ مواد و كالا در ساير واحدهاي‌ تجاري‌ است‌. 7 . به‌ هر صورت‌، در تدوين‌ استاندارد حسابداري‌ براي‌ سرمايه‌گذاريها، اين‌ فرض‌ تلويحي‌ وجود دارد كه‌ دارايي‌ طبقه‌بندي‌ شده‌ به‌عنوان‌ سرمايه‌گذاري‌، مستلزم‌ نحوه‌ حسابداري‌ متفاوتي‌ از ساير داراييهاست‌. اين‌ امر به‌نوبه‌ خود حاكي‌ از اين‌ است‌ كه‌ در ماهيت‌ سرمايه‌گذاري‌ خصوصيتي‌ وجود دارد كه‌ آن‌ را از ساير داراييها متمايز مي‌سازد. ويژگي‌متمايزكننده‌ سرمايه‌گذاري‌ به‌عنوان‌ طبقه‌اي‌ از داراييها، طريقه‌ خاص‌ كسب‌ منافع‌ اقتصادي‌ آن‌ است‌. اين‌ منافع‌ اقتصادي‌ ممكن‌ است‌ به‌ يكي‌ از اشكال‌ زير يا هر دوي‌ آنها حاصل‌ شود. شكل‌اول‌ دريافتهاي‌ ناشي‌ از توزيع‌ منافع‌، از قبيل‌ سود تضمين‌ شده‌ و سود سهام‌ است‌. در مفهومي‌ گسترده‌تر، اين‌ شكل‌ دربرگيرنده‌ شرايط‌ مساعد تجاري‌ است‌ كه‌ از طريق‌ يك‌ سرمايه‌گذاري‌ تجاري‌ فراهم‌ مي‌آيد. شكل‌ دوم‌، منفعت‌ سرمايه‌اي‌ است‌ كه‌ منعكس‌كننده‌ افزايش‌ در ارزش‌ مبادلاتي‌ يك‌ سرمايه‌گذاري‌ طي‌ دوره‌ نگهداشت‌ آن‌ توسط‌ واحد تجاري‌ است‌. اين‌ ويژگي‌ درتعريف‌ سرمايه‌گذاري‌ براي‌ مقاصد اين‌ استاندارد بكار گرفته‌ شده‌ است‌. اگرچه‌ ارزش‌ ساير داراييها از قبيل‌ ساختمان‌ و ماشين‌آلات‌ نيز ممكن‌ است‌ طي‌ زمان‌ افزايش‌ يابد، ليكن‌ اين‌ اقلام‌ تنها در مواردي‌ طبق‌ اين‌ استاندارد به‌ عنوان‌ سرمايه‌گذاري‌ تلقي‌ مي‌شود كه‌ براي‌ اين‌ هدف‌ و نه‌ به‌ قصد استفاده‌ در عمليات‌ واحد تجاري‌، نگهداري‌ شده‌ باشد. 8 . ممكن‌ است‌ ادعا شود كه‌ سرمايه‌گذاري‌ نگهداري‌ شده‌ توسط‌ معامله‌گران‌ سهام‌ به‌ عنوان‌ موجودي‌ كه‌ به‌ قصد كسب‌ سود درجريان‌ عادي‌ فعاليتهاي‌ تجاري‌ آنها صورت‌ گرفته‌ است‌، درتعريف‌ سرمايه‌گذاري‌ طبق‌ اين‌ استاندارد قرار نمي‌گيرد. ليكن‌ اين‌ اعتقاد وجود دارد كه‌ دارايي‌ مورد معامله‌ به‌ شيوه‌ مزبور، همان‌ خصوصيات‌ زيربنايي‌ را داراست‌ كه‌ درصورت‌ نگهداشت‌ توسط‌ يك‌ واحد تجاري‌ ديگر و فروش‌ آن‌ به‌ يك‌ معامله‌گر سهام‌ و يا خريدار نهايي‌ ديگري‌ دارا مي‌بود. بنابراين‌ نحوه‌ حسابداري‌ سرمايه‌گذاريهاي‌ نگهداري‌ شده‌ به‌منظور خريد و فروش‌ توسط‌ معامله‌گران‌ سهام‌ نيز مطابق‌ اين‌ استاندارد است‌. 9 . تعريف‌ سرمايه‌گذاري‌ طبق‌ اين‌ استاندارد تعريفي‌ عام‌ است‌. با اين‌ حال‌ اضافه‌ مي‌شود كه‌ تعريف‌ مزبور، شامل‌ اوراق‌ سهام‌، اوراق‌ مشاركت‌ با حداقل‌ سود تضمين‌ شده‌، حق‌تقدم‌ خريد سهام‌، كالاها (غير از آنهايي‌ كه‌ به‌ قصد مصرف‌ يا خريد و فروش‌، در جريان‌ فعاليتهاي‌ عادي‌ واحد تجاري‌ نگهداري‌ شود) و سپرده‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌ مدت‌دار بانكي‌ مي‌باشد. ضمناً اقلام‌ مزبور كليه‌ موارد را دربر نمي‌گيرد. استاندارد 16‌ 7 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌: عمليات‌ خارجي‌ عبارت‌ است‌ از يك‌ واحد تجاري‌ فرعي‌، واحد تجاري‌ وابسته‌، مشاركت‌ خاص‌ يا شعبه‌ واحد تجاري‌ گزارشگر كه‌ فعاليتهاي‌ آن‌ در خارج‌ از ايران‌ استقرار يافته‌ يا اداره‌ مي‌شود . واحد مستقل‌ خارجي‌ به‌ آن‌ دسته‌ از عمليات‌ خارجي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ فعاليتهاي‌ آن‌ بخش‌ لاينفك‌ واحد تجاري‌ گزارشگر را تشكيل‌ نمي‌دهد. واحد پول‌ گزارشگري‌ عبارت‌ است‌ از واحد پول‌ مورد استفاده‌ در ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ . ارز عبارت‌ است‌ از هر واحد پولي‌ به‌ غير از واحد پول‌ گزارشگري‌. تسعير فرايندي‌ است‌ كه‌ از طريق‌ آن‌، اطلاعات‌ مالي‌ مبتني‌ بر ارز، برحسب‌ واحد پول‌ گزارشگري‌ بيان‌ شود. واژه‌ تسعير ، گزارش‌ معاملات‌ منفرد ارزي‌ برحسب‌ واحد پول‌ گزارشگري‌ و همچنين‌ برگردان‌ يك‌ مجموعه‌ كامل‌ صورتهاي‌ مالي‌ تهيه‌ شده‌ بر حسب‌ ارز به‌ واحد پول‌ گزارشگري‌ را در بر مي‌گيرد. نرخ‌ تسعير عبارت‌ است‌ از نرخ‌ تبديل‌ دو واحد پولي‌ به‌ يكديگر (شامل‌ انواع‌ نرخهاي‌ برابري‌ رسمي‌، قراردادي‌ و غيره‌) كه‌ در فرايند تسعير بكار گرفته‌ مي‌شود. تفاوت‌ تسعير عبارت‌ است‌ از تفاوت‌ ناشي‌ از تسعير ميزان‌ معيني‌ از يك‌ ارز به‌ واحد پول‌ گزارشگري‌ با نرخهاي‌تسعير متفاوت‌. خالص‌ سرمايه‌گذاري‌ در يك‌ واحد مستقل‌ خارجي‌ عبارت‌ است‌ از سهم‌ واحد تجاري‌ گزارشگر در خالص‌ داراييهاي‌ آن‌ واحد مستقل‌ خارجي‌. اقلام‌ پولي‌ عبارت‌ است‌ از وجه‌ نقد و داراييها و بدهيهايي‌ كه‌ قرار است‌ به‌ مبلغ‌ ثابت‌ يا قابل‌ تعييني‌ از وجه‌ نقد دريافت‌ يا پرداخت‌ شود. ارزش‌ منصفانه‌ مبلغي‌ است‌ كه‌ خريداري‌ مطلع‌ و مايل‌ و فروشنده‌اي‌ مطلع‌ و مايل‌ مي‌توانند در معامله‌اي‌ حقيقي‌ و در شرايط‌ عادي‌، يك‌ دارايي‌ را در ازاي‌ مبلغ‌ مزبور با يكديگر مبادله‌ كنند. عمليات‌ حفاظي‌ به‌ اقداماتي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ به‌ منظور كاهش‌ يا جبران‌ ريسك‌ ناشي‌ از تغييرات‌ قيمت‌ بازار، نرخ‌ سود تضمين‌ شده‌ يا نرخ‌ ارز صورت‌ مي‌گيرد. استقراض‌ خارجي‌ به‌ منظور پوشش‌ ريسك‌ تغييرات‌ نرخ‌ ارز ناشي‌ از سرمايه‌گذاري‌ در يك‌ واحد مستقل‌ خارجي‌ از جمله‌ عمليات‌ حفاظي‌ است‌. استاندارد 17 4 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ : دارايي‌ نامشهود به‌ يك‌ دارايي‌ غيرپولي‌ و فاقد ماهيت‌عيني‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌: الف‌. به‌ منظور استفاده‌ درتوليد يا عرضه‌ كالاها يا خدمات‌، اجاره‌ به‌ ديگران‌ يا براي‌ مقاصد اداري‌ توسط‌ واحد تجاري‌ نگهداري‌ مي‌شود، ب‌. با قصد استفاده‌ طي‌ بيش‌ از يك‌ دوره‌ مالي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ تحصيل‌ شده‌ باشد، و ج‌. قابل‌ تشخيص‌ باشد. دارايي‌ عبارت‌ است‌ از حقوق‌ نسبت‌ به‌ منافع‌اقتصادي‌ آتي‌ يا ساير راههاي‌ دستيابي‌ مشروع‌ به‌ آن‌ منافع‌ كه‌ درنتيجه‌ معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ به‌ كنترل‌ واحدتجاري‌ درآمده‌ است‌. استهلاك‌ عبارت‌ است‌ از تخصيص‌ سيستماتيك‌ مبلغ‌ استهلاك‌ پذير يك‌ دارايي‌ طي‌ عمر مفيد آن‌. مبلغ‌ استهلاك‌پذير عبارت‌ است‌ از بهاي‌ تمام‌ شده‌ دارايي‌ يا ساير مبالغ‌ جايگزين‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ ، به‌ كسر ارزش‌ اسقاط‌ آن‌ . عمر مفيد عبارت‌ است‌ از: الف‌. مدت‌ زماني‌ كه‌ انتظار مي‌رود يك‌ دارايي‌ ، مورد استفاده‌ واحد تجاري‌ قرار گيرد ، يا ب‌. تعداد توليد يا ساير واحدهاي‌ مقداري‌ مشابه‌ كه‌ انتظار مي‌رود در فرايند استفاده‌ از دارايي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ تحصيل‌ شود . بهاي‌ تمام‌ شده‌ عبارت‌ است‌ از مبلغ‌ وجه‌ نقد يا معادل‌ نقد پرداختي‌ يا ارزش‌ منصفانه‌ ساير مابه‌ازاهايي‌ كه‌ جهت‌ تحصيل‌ يك‌ دارايي‌ در زمان‌ تحصيل‌ ، واگذار شده‌ است‌ . ارزش‌ اسقاط‌ عبارت‌ است‌ از مبلغ‌ خالصي‌ كه‌ انتظار مي‌رود در پايان‌ عمر مفيد دارايي‌، پس‌ از كسر هزينه‌هاي‌ مورد انتظار فروش‌ آن‌، عايد واحد تجاري‌ شود . مبلغ‌ دفتري‌ مبلغي‌ است‌ كه‌ دارايي‌ پس‌ از كسر استهلاك‌ انباشته‌ و ذخيره‌ كاهش‌ ارزش‌ مربوط‌ ، به‌ آن‌ مبلغ‌ در ترازنامه‌ منعكس‌ مي‌شود . زيان‌ كاهش‌ ارزش‌ عبارت‌ است‌ از مازاد مبلغ‌ دفتري‌ نسبت‌ به‌ مبلغ‌ بازيافتني‌ دارايي‌. مبلغ‌ بازيافتني‌ عبارت‌ است‌ از خالص‌ ارزش‌ فروش‌ يا ارزش‌ اقتصادي‌ يك‌ دارايي‌ هركدام‌ بيشتر است‌ . ارزش‌ اقتصادي‌ يك‌ دارايي‌ عبارت‌ از خالص‌ ارزش‌ فعلي‌ جريانهاي‌ نقدي‌ آتي‌ ناشي‌ از كاربرد مستمر دارايي‌ از جمله‌ جريانهاي‌ نقدي‌ ناشي‌ از فروش‌ نهايي‌ آن‌ است‌ . ارزش‌ منصفانه‌ مبلغي‌ است‌ كه‌ خريداري‌ مطلع‌ و مايل‌ و فروشنده‌اي‌ مطلع‌ و مايل‌ مي‌توانند در معامله‌اي‌ حقيقي‌ و در شرايط‌ عادي‌، يك‌ دارايي‌ را در ازاي‌ مبلغ‌ مزبور با يكديگر مبادله‌ كنند. داراييهاي‌ پولي‌ عبارت‌ است‌ از وجه‌ نقد و داراييهايي‌ كه‌ قرار است‌ به‌ مبلغ‌ ثابت‌ يا قابل‌ تعييني‌ از وجه‌ نقد دريافت‌ شود. ‌ استاندارد 18 5 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ : كنترل‌ عبارت‌ است‌ از توانايي‌ هدايت‌ سياستهاي‌ مالي‌ و عملياتي‌ يك‌ واحد تجاري‌ به‌ منظور كسب‌ منافع‌ اقتصادي‌ از فعاليتهاي‌ آن‌ . نفوذ قابل‌ ملاحظه‌ عبارت‌ است‌ از توانايي مشاركت‌ در تصميم‌گيريهاي‌ مربوط‌ به‌ سياستهاي‌ مالي‌ و عملياتي‌ واحد تجاري‌، ولي‌ نه‌ در حد كنترل‌ سياستهاي‌ مزبور . واحد تجاري‌ اصلي‌ عبارت‌ است‌ از يك‌ واحد تجاري‌ كه‌ داراي‌ يك‌ يا چند واحد تجاري‌ فرعي‌ است‌. واحد تجاري‌ فرعي‌ عبارت‌ است‌ از يك‌ واحد تجاري‌ كه‌ تحت‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ ديگري‌ ( واحد تجاري‌ اصلي‌) است‌ . گروه‌ عبارت‌ است‌ از واحد تجاري‌ اصلي‌ و كليه‌ واحدهاي‌ تجاري‌ فرعي‌ آن‌. صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌ عبارت‌ است‌ از صورتهاي‌ مالي‌ گروه‌ كه‌ با استفاده‌ از تلفيق‌ تهيه‌ مي‌شود . تلفيق‌ عبارت‌ است‌ از فرايند تعديل‌ و تركيب‌ اطلاعات‌ صورتهاي‌ مالي‌ جداگانه‌ يك‌ واحد تجاري‌ اصلي‌ و واحدهاي‌ تجاري‌ فرعي‌ آن‌ به‌ منظور تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌ كه‌ اطلاعات‌ مالي‌ گروه‌ را به‌ عنوان‌ شخصيت‌ اقتصادي‌ منفرد ارائه‌ مي‌كند. سهم‌ اقليت‌ عبارت‌ است‌ از آن‌ بخش‌ از خالص‌ عملكرد مالي‌ و خالص‌ داراييهاي‌ يك‌ واحد تجاري‌ فرعي‌ كه‌ قابل‌ انتساب‌ به‌ سهامي‌ است‌ كه‌ به‌ طور مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌ از طريق‌ واحدهاي‌ تجاري‌ فرعي‌ ديگر، به‌ واحد تجاري‌ اصلي‌ تعلق‌ ندارد. استاندارد 19 9 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ : تركيب‌ واحدهاي‌ تجاري‌ عبارت‌ است‌ از اجتماع‌ واحدهاي‌ تجاري‌ جداگانه‌ در قالب‌ يك‌ شخصيت‌ اقتصادي‌ كه‌ بر اثر اتحاد يك‌ واحد با واحد ديگر يا كسب‌ كنترل‌ خالص‌ داراييها و عمليات‌ واحد ديگر ، پديد مي‌آيد . تحصيل‌ گونه‌اي‌ از تركيب‌ واحدهاي‌ تجاري‌ است‌ كه‌ در آن‌ ، يك‌ واحد (واحد تحصيل‌كننده‌) كنترل‌ خالص‌ داراييها و عمليات‌ واحد ديگر (واحد تحصيل‌شونده‌) را در قبال‌ انتقال‌ دارايي‌، تقبل‌ بدهي‌ يا صدور سهام‌ به‌ دست‌ مي‌آورد . اتحاد منافع‌ گونه‌اي‌ از تركيب‌ واحدهاي‌ تجاري‌ است‌ كه‌ در آن‌ ، صاحبان‌ سرمايه‌ واحدهاي‌ تركيب‌شونده‌، كنترل‌ تمام‌ يا قريب‌ به‌ تمام‌ خالص‌ داراييها و عمليات‌ واحدهاي‌ خود را به‌ منظور دستيابي‌ به‌ مشاركت‌ مستمر و متقابل‌ در مخاطرات‌ و مزاياي‌ شخصيت‌ حاصل‌ از تركيب‌ ، به‌ گونه‌اي‌ در هم‌ آميزند كه‌ هيچ‌ يك‌ را نتوان‌ به‌ عنوان‌ تحصيل‌كننده‌ مشخص‌ كرد . كنترل‌ عبارت‌ است‌ از توانايي‌ هدايت‌ سياستهاي‌ مالي‌ و عملياتي‌ يك‌ واحد تجاري‌ به‌ منظور كسب‌ منافع‌ اقتصادي‌ از فعاليتهاي‌ آن‌ . واحد تجاري‌ اصلي‌ عبارت‌ است‌ از يك‌ واحدتجاري‌ كه‌ داراي‌ يك‌ يا چند واحد تجاري‌ فرعي‌ است‌ . واحد تجاري‌ فرعي‌ عبارت‌ است‌ از يك‌ واحد تجاري‌ كه‌ تحت‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ ديگري‌ ( واحد تجاري‌ اصلي‌) است‌ . سهم‌ اقليت‌ عبارت‌ است‌ از آن‌ بخش‌ از خالص‌ عملكرد مالي‌ و خالص‌ داراييهاي‌ يك‌ واحد تجاري‌ فرعي‌ كه‌ قابل‌ انتساب‌ به‌ سهامي‌ است‌ كه‌ به‌ طور مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌ از طريق‌ واحدهاي‌ تجاري‌ فرعي‌ ديگر، به‌ واحد تجاري‌ اصلي‌ تعلق‌ ندارد . ارزش‌ منصفانه‌ مبلغي‌ است‌ كه‌ خريداري‌ مطلع‌ و مايل‌ و فروشنده‌اي‌ مطلع‌ و مايل‌ مي‌توانند در معامله‌اي‌ حقيقي‌ و در شرايط‌ عادي‌ ، يك‌ دارايي‌ را در ازاي‌ مبلغ‌ مزبور ، با يكديگر مبادله‌ كنند . داراييهاي‌ پولي‌ عبارت‌ است‌ از وجه‌ نقد و داراييهايي‌ كه‌ قرار است‌ به‌ مبلغ‌ ثابت‌ يا قابل‌ تعييني‌ از وجه‌ نقد دريافت‌ شود . تاريخ‌ تحصيل‌ تاريخي‌ است‌ كه‌ در آن‌ ، كنترل‌ خالص‌ داراييها و عمليات‌ واحد تحصيل‌شده‌ به‌ طور مؤثر به‌ واحد تحصيل‌كننده‌ انتقال‌ مي‌يابد . استاندارد 20‌ 2 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ : واحد تجاري‌ وابسته‌ عبارت‌ است‌ از يك‌ واحد سرمايه‌پذير كه‌ واحد سرمايه‌گذار در آن‌ نفوذ قابل‌ ملاحظه‌ دارد ، اما واحد تجاري‌ فرعي‌ يا مشاركت‌ خاص‌ واحد سرمايه‌گذار نيست‌ . نفوذ قابل‌ ملاحظه‌ عبارت‌ است‌ از توانايي مشاركت‌ در تصميم‌گيريهاي‌ مربوط‌ به‌ سياستهاي‌ مالي‌ و عملياتي‌ واحد تجاري‌، ولي‌ نه‌ در حد كنترل‌ سياستهاي‌ مزبور . كنترل‌ عبارت‌ است‌ از توانايي‌ هدايت‌ سياستهاي‌ مالي‌ و عملياتي‌ يك‌ واحد تجاري‌ به‌ منظور كسب‌ منافع‌ اقتصادي‌ از فعاليتهاي‌ آن‌ . واحد تجاري‌ فرعي‌ عبارت‌ است‌ از يك‌ واحد تجاري‌ كه‌ تحت‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ ديگري‌ (واحد تجاري‌ اصلي‌) است‌ . روش‌ ارزش‌ ويژه‌ يك‌ روش‌ حسابداري‌ است‌ كه‌ براساس‌ آن‌ سرمايه‌گذاري‌ در تاريخ‌ تحصيل‌ به‌ بهاي‌ تمام‌شده‌ ثبت‌ مي‌شود و پس‌ از آن‌ بابت‌ تغيير در سهم‌ واحد سرمايه‌گذار از خالص‌ داراييهاي‌ واحد سرمايه‌پذير پس‌ از تاريخ‌ تحصيل‌ ، تعديل‌ مي‌شود . سهم‌ واحد سرمايه‌گذار از نتايج‌ عملكرد واحد سرمايه‌پذير در صورت‌ سود و زيان‌ منعكس‌ مي‌شود . روش‌ بهاي‌ تمام‌شده‌ يك‌ روش‌ حسابداري‌ است‌ كه‌ براساس‌ آن‌ سرمايه‌گذاري‌ به‌ بهاي‌ تمام‌شده‌ ثبت‌ مي‌شود . در اين‌ روش‌، واحد سرمايه‌گذار ، سود حاصل‌ از سرمايه‌گذاري‌ را تنها تا ميزاني‌ به‌ عنوان‌ درآمد شناسايي‌ مي‌كند كه‌ از محل‌ سودهاي‌ خالص‌ انباشته‌ واحد سرمايه‌پذير بعد از تاريخ‌ تحصيل‌ سرمايه‌گذاري‌، دريافت‌ مي‌شود . استاندارد 21‌ 5 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ : اجاره‌ موافقتنامه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌، اجاره‌دهنده‌ در قبال‌ دريافت‌ مبلغ‌ يا مبالغ‌ مشخصي‌ حق‌ استفاده‌ از دارايي‌ را براي‌ مدت‌ مورد توافق‌ به‌ اجاره‌كننده‌ واگذار مي‌كند . اجاره‌ سرمايه‌اي‌ عبارت‌ است‌ از اجاره‌اي‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ تقريباً تمام‌ مخاطرات‌ و مزاياي‌ ناشي‌ از مالكيت‌ دارايي‌ به‌ اجاره‌كننده‌ منتقل‌ مي‌شود . مالكيت‌ دارايي‌ ممكن‌ است‌ نهايتاً انتقال‌ يابد يا انتقال‌ نيابد . اجاره‌ عملياتي‌ به‌ اجاره‌اي‌ غير از اجاره‌ سرمايه‌اي‌ اطلاِ مي‌شود . اجاره‌ غير قابل‌ فسخ‌ نوعي‌ اجاره‌ است‌ كه‌ تنها در موارد زير قابل‌ فسخ‌ است‌ : الف‌. وقوع‌ برخي‌ پيشامدهاي‌ احتمالي‌ بعيد ، ب‌ . با مجوز اجاره‌دهنده‌ ، ج‌ . انعقاد قرارداد جديد اجاره‌ براي‌ همان‌ دارايي‌ يا دارايي‌ مشابه‌ ، بين‌ همان‌ اجاره‌كننده‌ و اجاره‌دهنده‌ ، يا د . پرداخت‌ مبلغ‌ اضافي‌ توسط‌ اجاره‌كننده‌ ، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ در آغاز اجاره‌ در رابطه‌ با استمرار اجاره‌ اطميناني‌ معقول‌ وجود داشته‌ باشد . آغاز اجاره‌ عبارت‌ است‌ از تاريخ‌ در اختيار گرفتن‌ دارايي‌ يا آغاز تعلق‌ گرفتن‌ اجاره‌بها، هر كدام‌ مقدم‌ است‌ . دوره‌ اجاره‌ عبارت‌ از دوره‌ غيرقابل‌ فسخي‌ است‌ كه‌ اجاره‌كننده‌ ، دارايي‌ مورد نظر را براي‌ آن‌ دوره‌ اجاره‌ كرده‌ است‌ به‌ اضافه‌ هر مدت‌ زمان‌ ديگري‌ كه‌ اجاره‌كننده‌ اختيار دارد اجاره‌ آن‌ دارايي‌ را با پرداخت‌ يا بـدون‌ پرداخت‌ مبلغ‌ اضافـي‌ ادامه‌ دهد و در آغاز اجاره‌ اطمينان‌ معقولي‌ وجود داشته‌ باشد كه‌ اجاره‌كننده‌ از اين‌ اختيار استفاده‌ خواهد كرد . حداقل‌ مبالغ‌ اجاره‌ عبارت‌ است‌ از مبالغي‌ كه‌ اجاره‌كننده‌ بايد در طول‌ دوره‌ اجاره‌ بپردازد يا از وي‌ انتظار مي‌رود كه‌ پرداخت‌ كند (به‌ استثناي‌ مخارج‌ ماليات‌ ، نگهداري‌ دارايي‌ و خدمات‌ كه‌ به‌ عهده‌ اجاره‌دهنده‌ است‌) به‌ اضافه‌ : الف‌. در ارتباط‌ با اجاره‌كننده‌ ، هر مبلغي‌ كه‌ توسط‌ وي‌ يا هر شخص‌ وابسته‌ به‌ وي‌ تضمين‌ شده‌ است‌ ، يا ب‌ . در ارتباط‌ با اجاره‌دهنده‌ ، هر گونه‌ ارزش‌ باقيمانده‌ كه‌ پرداخت‌ آن‌ توسط‌ اجاره‌كننده‌ يا شخص‌ ثالثي‌ به‌ اجاره‌دهنده‌ تضمين‌ شده‌ باشد . با اين‌ حال‌، چنانچه‌ اجاره‌كننده‌ اختيار داشته‌ باشد دارايي‌ مورد اجاره‌ را به‌ قيمتي‌ خريداري‌ كند كه‌ انتظار رود به‌ مراتب‌ كمتر از ارزش‌ منصفانه‌ آن‌ در زمان‌ قابل‌ استفاده‌ بودن‌ اختيار خريد باشد و در آغاز قرارداد نيز اطمينان‌ معقولي‌ درباره‌ استفاده‌ از اين‌ اختيار وجود داشته‌ باشد ، حداقل‌ مبلغ‌ اجاره‌ عبارت‌ از حداقل‌ اجاره‌ بهاي‌ قابل‌ پرداخت‌ در طول‌ دوره‌ اجاره‌ به‌ اضافه‌ مبلغ‌ مورد نياز براي‌ استفاده‌ از اختيار خريد مزبور است‌ . ارزش‌ منصفانه‌ مبلغي‌ است‌ كه‌ خريداري‌ مطلع‌ و مايل‌ و فروشنده‌اي‌ مطلع‌ و مايل‌ مي‌توانند در معامله‌اي‌ حقيقي‌ و در شرايط‌ عادي‌، يك‌ دارايي‌ را در ازاي‌ مبلغ‌ مزبور با يكديگر مبادله‌ كنند . عمر اقتصادي‌ عبارت‌ است‌ از : الف‌. مدت‌ زماني‌ كه‌ انتظار مي‌رود يك‌ دارايي‌ از لحاظ‌ اقتصادي‌ توسط‌ يك‌ يا چند كار بر قابل‌ استفاده‌ باشد ، يا ب‌ . تعداد توليد يا واحدهاي‌ مشابهي‌ كه‌ انتظار مي‌رود در فرايند استفاده‌ از دارايي‌ توسط‌ يك‌ يا چند استفاده‌كننده‌ كسب‌ شود . عمر مفيد عبارت‌ است‌ از مدت‌ زماني‌ كه‌ انتظار مي‌رود منافع‌ اقتصادي‌ دارايي‌ مورد اجاره‌ توسط‌ واحد تجاري‌ مصرف‌ شود . اين‌ دوره‌ از ابتداي‌ دوره‌ اجاره‌ شروع‌ مي‌شود و متأثر از محدوديتهاي‌ زماني‌ مندرج‌ در قرارداد اجاره‌ نيست‌ . ارزش‌ باقيمانده‌ تضمين‌ شده‌ عبارت‌ است‌ از : الف‌. در مورد اجاره‌كننده‌ ، آن‌ بخش‌ از ارزش‌ باقيمانده‌ دارايي‌ كه‌ توسط‌ اجاره‌كننده‌ يا شخص‌ وابسته‌ به‌ وي‌ تضمين‌ گرديده‌ است‌ (مبلغ‌ تضمين‌ شده‌ حداكثر مبلغي‌ است‌ كه‌ مي‌تواند تحت‌ هر شرايطي‌ قابل‌ پرداخت‌ باشد) ، و ب‌ . در مورد اجاره‌دهنده‌ ، آن‌ بخش‌ از ارزش‌ باقيمانده‌ دارايي‌ كه‌ توسط‌ اجاره‌كننده‌ يا شخص‌ ثالثي‌ تضمين‌ شده‌ است‌ . ارزش‌ باقيمانده‌ تضمين‌ نشده‌ عبارت‌ است‌ از آن‌ بخش‌ از ارزش‌ باقيمانده‌ دارايي‌ كه‌ اجاره‌دهنده‌ نسبت‌ به‌ تحقق‌ آن‌ اطمينان‌ كافي‌ ندارد يا تنها توسط‌ شخص‌ وابسته‌ به‌ اجاره‌دهنده‌ تضمين‌ شده‌ است‌ . سرمايه‌گذاري‌ ناخالص‌ در اجاره‌ عبارت‌ است‌ از مجموع‌ حداقل‌ مبالغ‌ اجاره‌ مربوط‌ به‌ اجاره‌ سرمايه‌اي‌ از ديد اجاره‌دهنده‌ و هر گونه‌ ارزش‌ باقيمانده‌ تضمين‌ نشده‌اي‌ كه‌ به‌ وي‌ تعلق‌ مي‌گيرد . درآمد مالي‌ كسب‌نشده‌ عبارت‌ است‌ از تفاوت‌ بين‌ : الف‌. مجموع‌ حداقل‌ مبالغ‌ اجاره‌ مربوط‌ به‌ قرارداد اجاره‌ سرمايه‌اي‌ از ديد اجاره‌دهنده‌ و هر گونه‌ ارزش‌ باقيمانده‌ تضمين‌ نشده‌اي‌ كه‌ به‌ وي‌ تعلق‌ مي‌گيرد ، و ب‌ . ارزش‌ فعلي‌ مبلغ‌ يادشده‌ در بند "الف‌" با نرخ‌ ضمني‌ سود تضمين‌شده‌ اجاره‌ . سرمايه‌گذاري‌ خالص‌ در اجاره‌ عبارت‌ است‌ از سرمايه‌گذاري‌ ناخالص‌ در اجاره‌ پس‌ از كسر درآمد مالي‌ كسب‌نشده‌ . نرخ‌ ضمني‌ سود تضمين‌شده‌ اجاره‌ عبارت‌ است‌ از نرخ‌ تنزيلي‌ كه‌ در آغاز اجاره‌ ، سبب‌ شود مجموع‌ ارزش‌ فعلي‌ حداقل‌ مبالغ‌ اجاره‌ و ارزش‌ باقيمانده‌ تضمين‌ نشده‌ دارايي‌ با ارزش‌ منصفانه‌ دارايي‌ مورد اجاره‌ برابر شود . نرخ‌ فرضي‌ استقراض‌ براي‌ اجاره‌كننده‌ نرخ‌ سود تضمين‌ شده‌اي‌ است‌ كه‌ اجاره‌كننده‌ نا گزير مي‌بود براي‌ يك‌ اجاره‌ مشابه‌ پرداخت‌ كند يا در صورت‌ عدم‌ امكان‌ تعيين‌ آن‌ ، نرخي‌ كه‌ اجاره‌كننده‌ نا گزير مي‌بود در آغاز اجاره‌ براي‌ دريافت‌ وامي‌ با شرايط‌ بازپرداخت‌ و تضمين‌ مشابه‌ جهت‌ استقراض‌ مورد نياز براي‌ خريد دارايي‌ مورد نظر متحمل‌ شود . استاندارد 22‌ 3 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ : دوره‌ مياني‌ دوره‌ مالي‌ گزارشگري‌ كوتاه‌تر از يك‌ سال‌ مالي‌ است‌ . گزارش‌ مالي‌ ميان‌دوره‌اي‌ گزارشي‌ براي‌ يك‌ دوره‌ مياني‌ است‌ كه‌ شامل‌ مجموعه‌ كامل‌ صورتهاي‌ مالي‌ (طبق‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 1 با عنوان‌ "نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌") يا صورتهاي‌ مالي‌ فشرده‌ (طبق‌ اين‌ استاندارد) است‌ . صورتهاي‌ مالي‌ فشرده‌ حداقل‌ شامل‌ صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ و گزيده‌اي‌ از يادداشتهاي‌ توضيحي‌ مطابق‌ الزامات‌ اين‌ استاندارد است‌. استاندارد 23‏ ·         2 . اصطلاحات ذيل در اين استاندارد با معانى مشخص زير بكار رفته است: ·         . مشاركت خاص  عبارت است از توافقى قراردادى كه به موجب آن دو يا چند طرف، يك فعاليت اقتصادى تحت كنترل مشترك را به عهده مى‏گيرند. ·         . كنترل عبارت است از توانايى هدايت سياستهاى مالى و عملياتى يك فعاليت اقتصادى به منظور كسب منافع. ·         . كنترل مشترك عبارت است از مشاركت در كنترل يك فعاليت اقتصادى به موجب يك توافق قراردادى. ·         . نفوذ قابل ملاحظه عبارت است از توانايى مشاركت در تصميم‏گيريهاى مربوط به سياستهاى مالى و عملياتى يك فعاليت اقتصادى ولى نه در حد كنترل يا كنترل مشترك آن سياستها. ·         . شريك خاص يكى از طرفهاى مشاركت خاص است كه بر آن كنترل مشترك دارد. ·         . سرمايه‏گذار در مشاركت خاص يكى از طرفهاى مشاركت خاص است كه بر آن كنترل مشترك ندارد. ·         . واحد تجارى عبارت است از تشكلى قانونى يا قراردادى، اعم از ثبت‏شده يا ثبت‏نشده، يا هر شخص يا تشكلى كه يك فعاليت اقتصادى را از جانب خود براى دستيابى به اهداف خاص اداره مى‏كند. ·         . روش ارزش ويژه يك روش حسابدارى است كه براساس آن سهم شريك خاص در واحد تجارى تحت كنترل مشترك ابتدا به بهاى تمام‏شده ثبت مى‏شود و پس از آن بابت تغيير در سهم وى از خالص داراييهاى واحد تجارى تحت كنترل مشترك تعديل مى‏گردد. سهم شريك خاص از نتايج عملكرد واحد تجارى تحت كنترل مشترك در صورت سود و زيان منعكس مى‏شود. ·         . روش ارزش ويژه ناخالص نوعى روش ارزش ويژه است كه به موجب آن سهم شريك خاص به تفكيك مجموع داراييها و مجموع بدهيهاى مشاركت خاص كه تشكيل‏دهنده مبلغ خالص سرمايه‏گذارى وى است در ترازنامه و سهم وى از درآمدهاى عملياتى مشاركت خاص در صورت سود و زيان منعكس مى‏شود. ·         3 . كنترل مشترك، همانند كنترل، رابطه‏اى براى دستيابى به منافع است. هر يك از شركاى خاص براى دستيابى به منافع خود، كنترل مشترك را نسبت به منافع مشترك اعمال مى‏كند. هر شريك خاص كه در كنترل سهم دارد بايد نقش فعالى در سياستهاى مالى و عملياتى مشاركت خاص، دست‏كم در سطح راهبردهاى كلى، ايفا كند. البته اين شرط، مانع مديريت مشاركت خاص توسط يكى از شركا نيست مشروط براينكه سياستهاى مالى و عملياتى اصلى مشاركت با موافقت كليه شركاى خاص تعيين شود و شركاى خاص بتوانند از اجراى سياستهاى يادشده مطمئن شوند. در بعضى موارد ممكن است سرمايه‏گذار، با توجه به تعريف واحد تجارى فرعى در استاندارد حسابدارى شماره 18 با عنوان صورتهاى مالى تلفيقى و حسابدارى سرمايه‏گذارى در واحدهاى تجارى فرعى (براى مثال بدليل دارا بودن اكثريت آرا) واحد تجارى اصلى شناخته شود، اما در عمل براساس توافق قراردادى با سهامداران ديگر كنترل را تقسيم كرده باشد. در چنين مواردى، واحد تجارى فرعى تلفيق نمى‏شود بلكه براساس اين استاندارد به عنوان مشاركت خاص محسوب مى‏گردد. استاندارد 24‏ ·         3. دراين‏استاندارداصطلاح‏واحدتجارى‏درمرحله‏قبل‏ازبهره‏بردارى‏بامعنى‏مشخص‏زيربكاررفته‏است: ·         . واحد تجارى در مرحله قبل از بهره‏بردارى  يك واحد تجارى است كه بخش عمده كوششهاى خود را براى ايجاد يك فعاليت جديد بكار برد و يكى از شرايط زير در مورد آن صدق كند: ·         الف عمليات اصلى برنامه‏ريزى‏شده، شروع نشده باشد، يا ·         ب - عمليات اصلى برنامه‏ريزى‏شده، شروع شده ولى درآمد عملياتى قابل توجهى از آن حاصل نشده باشد. ·         4 . واحد تجارى در مرحله قبل از بهره‏بردارى، عمدتاً كوششهاى خود را براى امورى مانند برنامه‏ريزى مالى، تأمين سرمايه، اكتشاف و گسترش منابع طبيعى، تحقيق و توسعه، شناسايى منابع تامين مواد اوليه، تحصيل داراييهاى ثابت مشهود يا ساير داراييهاى عملياتى مانند حق‏امتياز بهره‏بردارى از معادن و نيز استخدام و آموزش كاركنان، بازاريابى و راه‏اندازى عمليات توليدى صرف مى‏كند. از نظر مقاصد اين استاندارد، براى ايجاد يكنواختى فرض براين است هر واحد تجارى كه درآمد عملياتى آن كمتراز حدود 20% درآمد عملياتى برنامه‏ريزى شده باشد، واحد تجارى در مرحله قبل از بهره‏بردارى تلقى مى‏شود. استاندارد 25‏ ·         6 . اصطلاحات ذيل در اين استاندارد با معانى مشخص زير بكار رفته است : ·         . قسمت تجارى   جزئى قابل تفكيك از واحد تجارى است كه يك محصول يا خدمت يا گروهى از محصولات يا خدمات مرتبط را ارائه مى‏كند و داراى مخاطره و بازده‏اى متفاوت از ساير قسمتهاى واحد تجارى است. عوامل زير بايد در تعيين محصولات و خدمات مرتبط در نظر گرفته شود: ·         الف . ماهيت محصولات يا خدمات، ·         ب . ماهيت فرآيندهاى توليد، ·         ج . نوع يا طبقه مشتريان براى محصولات يا خدمات، ·         د . روشهاى توزيع محصولات يا ارائه خدمات، و ·         ه' . ماهيت مقررات مربوط، براى مثال، مقررات بانكى و بيمه‏اى. ·         . قسمت جغرافيايى جزيى قابل تفكيك از واحد تجارى است كه به ارائه محصولات يا خدمات در منطقه جغرافيايى مشخصى مشتمل بر يك كشور يا گروهى از كشورها اشتغال دارد و داراى مخاطره و بازده‏اى متفاوت از اجزايى است كه در ساير مناطق جغرافيايى فعاليت مى‏كنند. عوامل زير بايد در تشخيص قسمتهاى جغرافيايى در نظر گرفته شود: ·         الف . تشابه شرايط اقتصادى و سياسى، ·         ب . روابط بين عمليات در مناطق جغرافيايى مختلف، ·         ج . مجاورت عمليات، ·         د . مخاطرات خاص ناشى از عمليات در مناطق مشخص، ·         ه' . مقررات كنترل ارز، و ·         و . مخاطرات نوسانات ارزى. ·         . قسمت قابل گزارش قسمتى تجارى يا جغرافيايى است كه بر مبناى تعاريف پيشگفته مشخص مى‏شود و براساس اين استاندارد، افشاى اطلاعات قسمت در مورد آن ضرورت دارد. ·         . درآمد عملياتى قسمت عبارت است از درآمد حاصل از فعاليتهاى اصلى و مستمر كه مستقيماً قابل انتساب يا برمبنايى منطقى، قابل تخصيص به قسمت است اعم از اينكه از فروش به مشتريان برون سازمانى يا معاملات با ساير قسمتهاى همان واحد تجارى ناشى‏شده باشد. ·         . هزينه عملياتى قسمت عبارت است از هزينه‏هاى مرتبط با فعاليتهاى اصلى و مستمر كه مستقيماً قابل انتساب يا بر مبنايى منطقى قابل تخصيص به قسمت است اعم از اينكه مرتبط با فروش به مشتريان برون سازمانى يا معاملات با ساير قسمتهاى همان واحد تجارى باشد. ·         . نتيجه عمليات قسمت عبارت از درآمد عملياتى قسمت پس از كسر هزينه عملياتى آن است. ·         . داراييهاى قسمت عبارت است از داراييهايى كه به طور مستقيم قابل انتساب يا بر مبنايى منطقى قابل تخصيص به فعاليتهاى عملياتى قسمت باشد. ·         . بدهيهاى قسمت عبارت است از بدهيهايى كه مستقيماً قابل انتساب و يا بر مبنايى منطقى قابل تخصيص به فعاليتهاى عملياتى قسمت باشد. ·         7 . منشاء اصلى مخاطرات بر چگونگى سازماندهى و اداره واحدهاى تجارى اثر مى‏گذارد. بنابراين، ساختار سازمانى و سيستم گزارشگرى مالى داخلى واحد تجارى مبنايى براى تشخيص قسمتهاى آن است. مخاطرات و بازده‏هاى يك واحد تجارى، هر دو تحت تأثير محل جغرافيايى عمليات و نيز بازارهاى آن قرار مى‏گيرد. در نتيجه، قسمتهاى جغرافيايى مى‏تواند يكى از دو مورد زير باشد: ·         الف . محل استقرار تجهيزات توليد يا ارائه خدمت و ساير داراييهاى واحد تجارى، يا ·         ب . محل بازارها و مشتريان آن. ·         8 . تعيين قسمتهاى تجارى يا جغرافيايى جداگانه نيازمند قضاوت است. مديريت واحد تجارى براى اعمال اين قضاوت، هدف گزارشگرى اطلاعات مالى قسمت را با توجه به اين استاندارد و خصوصيات كيفى اطلاعات مالى (طبق مفاهيم نظرى گزارشگرى مالى) در نظر مى‏گيرد. خصوصيات كيفى شامل مربوط بودن، قابل اتكا بودن و قابل مقايسه بودن اطلاعاتى است كه در مورد گروههاى مختلف محصولات و خدمات واحد تجارى و عمليات آن در مناطق جغرافيايى خاص گزارش مى‏شود. همچنين خصوصيات كيفى شامل مفيد بودن اطلاعات مالى براى ارزيابى مخاطرات و بازده كل واحد تجارى است. ·         9 . نمونه‏هايى از داراييهاى قسمت شامل داراييهاى جارى مرتبط با فعاليتهاى عملياتى قسمت، داراييهاى ثابت مشهود، داراييهاى موضوع اجاره‏هاى سرمايه‏اى و داراييهاى نامشهود است. اگر استهلاك يك دارايى در هزينه عملياتى قسمت منظور شود، دارايى مربوط نيز جزء داراييهاى قسمت قرار مى‏گيرد. داراييهاى قسمت، داراييهاى مورد استفاده براى مقاصد عمومى واحد تجارى يا دفتر مركزى را دربر نمى‏گيرد. داراييهاى قسمت در صورتى شامل داراييهاى مورد استفاده مشترك دو يا چند قسمت است كه مبنايى منطقى براى تخصيص وجود داشته باشد. داراييهاى قسمت دربرگيرنده سرقفلى است كه مستقيماً قابل انتساب يا بطور منطقى قابل تخصيص به قسمت است و هزينه عملياتى قسمت شامل استهلاك سرقفلى مربوط است. ·         10 . نمونه‏هايى از بدهيهاى قسمت شامل حسابها و اسناد پرداختنى تجارى و ساير حسابها و اسناد پرداختنى، پيش‏دريافت از مشتريان و ذخيره‏هاى تضمين محصول است. بدهيهاى قسمت شامل تسهيلات دريافتى، بدهيهاى مربوط به داراييهاى موضوع اجاره‏هاى سرمايه‏اى و ساير بدهيهايى نيست كه براى مقاصد تأمين مالى و نه عملياتى تحمل مى‏شود. اگر هزينه سود تضمين‏شده در نتيجه عمليات قسمت منعكس شود، بدهى مربوط جزء بدهيهاى قسمت قرار مى‏گيرد. بدهيهاى قسمتهايى كه عمليات آنها عمدتاً ماهيت مالى ندارد، شامل تسهيلات دريافتى و بدهيهاى مشابه نيست، زيرا نتيجه عمليات قسمت بيانگر سود يا زيان عملياتى و نه سود يا زيان پس از هزينه‏هاى مالى است. ·         11 . اندازه‏گيرى داراييها و بدهيهاى قسمت شامل تعديلات مبالغ دفترى قبلى داراييها و بدهيهاى قابل تشخيص قسمت يك واحد تجارى است كه در تركيب واحدهاى تجارى تحصيل‏شده و حسابدارى آن به روش خريد است. همچنين اگر داراييهاى ثابت مشهود بعد از تحصيل، با توجه به نحوه عمل مجاز جايگزين، تجديد ارزيابى شود داراييهاى قسمت براساس مبالغ تجديد ارزيابى شده اندازه‏گيرى مى‏شود. ·         12 . درآمد عملياتى قسمت، هزينه عملياتى قسمت، داراييهاى قسمت و بدهيهاى قسمت، پيش از حذف مانده‏ها و معاملات درون گروهى، به عنوان جزئى از فرايند تلفيق، تعيين مى‏گردد، مگر اينكه چنين مانده‏ها و معاملات درون گروهى، بين واحدهاى تجارى گروه در درون يك قسمت باشد. ·         13 . رويه‏هاى حسابدارى اصلى قسمت همان رويه‏هايى است كه در تهيه و ارائه صورتهاى مالى واحد تجارى استفاده مى‏شود. علاوه براين، رويه‏هاى حسابدارى قسمت شامل رويه‏هايى است كه مختص گزارشگرى قسمت است. تشخيص قسمتها، روش قيمت‏گذارى انتقالات بين قسمتها و مبانى تخصيص درآمدها و هزينه‏هاى عملياتى به قسمتها نمونه‏هايى از اين رويه‏هاى خاص مى‏باشد.